تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - تولد من
تولد من ... عمومی ,

سلام . امروز یا بهتره بگم دیروز ( 5 / آذز ) تولدم بود . نمیدونم بگم خوب بود یا بد . روز قبلش با دوستام رفتیم بیرون . خوش گذشت ولی اون کوه سنکین همچنان رو دوشم بود . به هر حال همینکه با دوستام بودم خودش خوب بود . امروزم مامان اینا سعی کردن نهایت تلاش خودشون و بکنن که بهم حداقل بد نگذره . شاید اگه دردام کمتر بود بهم خوش میگذشت . 18 سال از زندگی رو پشت سر گذاشتم ، ولی چی نسیبم شد ؟ یه کوله بار غم .، یه عالم حرف نگفته ، یه دل پر خون . به آرزوم نرسیدم . ولی مرسی که برام دعا کردید . میخوام عوض شم . بشم یه الهه ی دیگه . غصه ها هیچوقت ادم و تنها نمی ذارن ، این خوشی و شادی که از آدم فاصله میگیره . ولی من میخوام بیخیال غم شم ، نمیگم فراموش کنم چون محال ، چون همیشه و هر روز با دیدنش تکرار میشه . برا رسیدن به خواسته هام گریه نمیکنم ، با مشکلات کنار نمیام ، اونارو کنار میزنم . ولی به دعاهاتون همچنان نیاز دارم

برای روز میلاد تن من

نمیخوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی

برایم جام سرمستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو

به فکر هدیه ای ازنده هستی

من و با خود ببر تا اوج خواستن

بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم نه پایان

تویی آغاز روز بودن من

نذاز پایان این احساس شیرین

بشه بی تو غم فرسودن من

نمیخوام از گلای سرخ و آبی

برایم تاج خوشبختی بیاری

به ارزشهای ایثار محبت

به پایم اشک خوشحالی بباری

بذار از داغی دستای تنهات

بگیره حرم گرمام از تن من

بذار با تو بسوزه جسم خستم

ببینی آتش و خاکستر من

تو ای تنها نیاز زنده وندن

بکش دست نوازش بر سر من

به تن کن پیرهنی رنگ محبت

اگه خواستی بیای دیدن من

که من بی تو نه آغازم نه پایان

تویی آغاز روز بودن من

نذاز آغاز این احساس شیرین

بشه بی تو غم فرسودن من

 

 

 

 

الهه


2نوشته شده در یکشنبه 6 آذر 1384 ساعت 02:11 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :