تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - برای مسافرم
برای مسافرم ... شعر ,

لحظه ی خدافظی به سینه ام فشردمت

 

اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

 

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

 

عزیزم من و ببخش اگه یه وقت آزردمت

 

گفتی به من غصه نخور میرم و برمیگردم

 

همسفر پرستوها میشم و برمیگردم

 

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

 

گفتی تا چشم هم بزنی میرم و برمیگردم

 

عزیز رفته سفر کی برمیگردی

 

چشمونم مونده به در کی برمیگردی

 

رفتی و رفت از چشام نور دو دیده

 

ای ز حالم بی خبر کی برمیگردی   ...

 

 

 

 

 

 


2نوشته شده در پنجشنبه 26 خرداد 1384 ساعت 11:06 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :