تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - تو مسئولی خداوندا...
تو مسئولی خداوندا... ... عمومی ,

تو مسئولی خداوندا

مرا بی آنکه خود خواهم

اسیر زندگی کردی

کدامین دست

جز دست تو غم ریزد به پای من

چرا شد قرعه ی محنت به نام من

که حتی نیمه شبها

اشک غم ریزن به پای تو

به امید صفای تو ؟

به امید دوای تو ؟

 

 

-----

 

خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوهات می رسیدی

پشیمون میشدی از اینکه عشق و آفریدی

 

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی

بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

 

خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوهات می رسیدی

پشیمون میشدی از اینکه عشق و آفریدی

 

بگو هرگز سفر کردی سفر با چشم تر کردی ؟

کسی را بدرقه با اشک با خون جگر کردی ؟

ز شهر آرزوهایت به ناکامی گذر کردی ؟

گل امید تو پرپر به خاک رهگذر کردی ؟

 

خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی

تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی

اگر چون من به مرگ آرزوهات می رسیدی

پشیمون میشدی از اینکه عشق و آفریدی

پشیمون میشدی از اینکه عشق و آفریدی 

 

 

 

 

 


2نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت 1384 ساعت 05:05 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :