تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - سفرت خوش ...
سفرت خوش ... ... عاشقانه‌هایی برای تو ,

چشمانت را به یاد دارم و آن نگاه خیره ی پر از التماست را

مرغ عاشق خبر داد دلت از غرورها گرفت و بار سفر بستی

چه زود به غروب نشستی تا شاید دیگر عمری آفتابی در آسمانم طلوع نکند

بگو اشکهایم تا کی بر روی گونه هایم خواهد بارید

شکستن پی در پی بغضهایم را هیچ دلی تاب نمی آورد

بگو تو چگونه توانستی چنین آسان کوچ کنی؟

باور دارم که مقصدت بهتر از مبدا توست

اما چنان در گوشه ی وجدانم خیمه زدی که نای ماندنم نماند

سفرت خوش گرچه حرف دلم نیست اما..

جز این حرفی نتوانم گفت که شاید نیست


2نوشته شده در یکشنبه 21 فروردین 1384 ساعت 01:04 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :