تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - جز تو ...
جز تو ... ... شعر ,

پی هر كسی كه رفتم 

جز خودت چیزی ندیدم

آخرش به تو رسیدم
حالا كه رفتم و گشتم  نمیشه تو رو عوض كرد

می بینم تكی تو دنیا

 حتی با شبای رویا

یادته لحظه آخر  دست من نبود نه از تو 

بلكه از خودم گذشتم

با یه خورجین پر غربت 

پی سرپناه می گشتم

 همه چیم ولی تو بودی 

جنگلم،كوهم و دشتم

عشقتو خواستم بذارم 

لای خاطرات دفتر

 اما یاد تو نمی گذاشت 

میومد دوباره از سر

 توی یك غروب جمعه 

اصل مطلبو نوشتم

 پی هیچكس نمی گردم 

چون تویی اول و آخر

 دریاها هنوز كبودن 

بعضیا هنوز حسودن

 هم واسه تو می نویسم 

هم اونایی كه نبودن

 حالا كه رفتم و گشتم 

می بینم تكی تو دنیا

 نمیشه تو رو عوض كرد 

حتی با شبای رویا

اسمتو،عشقتو رفته 

تو رگ و تو خون و ریشه

 حالا عمریه اسیرم 

توی دام زرد غربت

جرم ما چی بود عزیزم 

كه مارو قربونی كردن

 خودشون رهان وازاد 

ماها رو زندونی كردن

دل سنگشون نمی خواست 

عاشق همدیگه باشیم

 تو رو اونجا،منو اینجا 

ساكن بیرونی كردن

...

زیر اون بارون نم نم

 
2نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین 1384 ساعت 06:04 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :