تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - از طرف پریا جونم
از طرف پریا جونم ... شعر ,

نمی دانم ...

نمی دانم

شاید درکوچه پس کوچه های مهربانی

در خیابان تنهایی

هنگام عبور از گلفروشی بتوانم

نگاهت را پیدا کنم

نمی دانم ...

شاید در میان عکس های آلبوم عکس

یا در میان لانه ی پرندگان

یا در نگاه معصومانه ی گنجشک بتوانم :

تو را پیدا کنم

نمی دانم ...

شاید در کوچه ی بهار

هنگام تماشای پاییز

وقت عبور پرستو بتوانم :

عشقم را تماشا کنم .

نمی دانم ...

شاید هنوز هم در خیال خود بتوانم تو را با دسته گلی زیبا

در کنار گل شمعدانی

در آغوش مهربانی

با یک سبد لبخند

پیدا کنم .

پیدایت کنم و بگویم :

دوستت دارم

دوستت دارم تا آخر عمر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

<:P:>


2نوشته شده در سه شنبه 2 فروردین 1384 ساعت 09:03 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :