تبلیغات
یکی تنها در این دنیا ز دلتنگی فغان دارد ... نمی گوید که در سینه غم عالم نهان دارد همدم تنهایی - شنیده بودیم سن ازدواج رفته پایین ولی اینقدر ؟!!!
شنیده بودیم سن ازدواج رفته پایین ولی اینقدر ؟!!! ... عمومی ,

پسر ۶ ساله اى كه به همراه دختر ۴ ساله اى در لباس عروس و داماد به همت بزرگترها در تالارى جشن نامزدى گرفته بودند، از بازى شاد و جدیدشان احساس رضایت مى كنند.

شاید بیش از آنكه دعوت شدگان به جشن نامزدى شوكه باشند، این دو كودك حیرت زده هستند.پسرك در لباس دامادى از اینكه همه آمده اند و به او و هانیه كه لباس عروس پوشیده و كنارش روى یك صندلى نشسته، نگاه مى كنند، احساس لذت مى كند.او در عالم كودكانه اش از این همه توجه، نقل و پول و شادى و خودرویى كه پدر برایش خریده، روحش به پرواز درآمده است و این همه را مدیون بودن هانیه ۴ ساله در لباس عروس در كنار خود مى داند. براى همین وقتى از او مى پرسم: هانیه را چقدر دوست دارى؟ بلافاصله تمام ۱۰ انگشت دستش را نشان مى دهد

 

پدر امیرحسین كه ۲۷ سال دارد، مى گوید: ۸ سال قبل وقتى به خانه پدرى ام در همدان رفتم، همسرم را اتفاقى دیدم و به او علاقه مند شدم. بعد از ازدواج خوشبخت بودیم تا اینكه امیرحسین متولد شد و من به بزرگترین آرزویم رسیدم. وقتى پسرم ۶ ساله شد، تصمیم گرفتم برایش جشنى بگیرم كه با دیدن هانیه ناگهان به ذهنم رسید آنها را نامزد كنیم و این جشن را با شور بیشترى برگزار كنیم. همسرم و خانواده هانیه قبول كردند.

وى افزود: وقتى كارت عروسى را براى میهمانان فرستادیم، همه فكر مى كردند شوخى مى كنیم. ولى وقتى وارد تالار شدند، همه متعجب شده بودند و براى خوشبختى شان دعا مى كردند
.

وى گفت: امیرحسین و هانیه هر روز همدیگر را مى بینند و بازى مى كنند و همدیگر را دوست دارند و ما سعى مى كنیم تا وقتى كه به سن نوجوانى برسند، آنها را به عقد هم درآوریم
.

این مرد گفت: اگر جوانان و خانواده ها در امر ازدواج سختگیرى نكنند، این مشكل براى آنها حل مى شود
.

امیرحسین در حالى كه راضى به نظر مى رسد، مى گوید: اگر هانیه با من قهر كند، من فوراً با او آشتى مى كنم و از او مى خواهم كه با اسباب بازى هایمان بازى كنیم
.

وى مى گوید: من برنج را با ماست خیلى دوست دارم و فكر كنم هانیه بلد باشد تا این غذا را درست كند.

 

 

قابل توجه مجردها

 

 

 

کپی شده از وبلاگ دوستان خوبم  غزال و سینا ( www.clinic.mihanblog.com )

 

 

(نشد عکسشون و بذارم ... نمیدونم چرا نمیتونم تغییرات و انجام بدم و لینک و عکس بذارم ... نگید از ویندوز آخه دیروز عوضش کردم )


2نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن 1384 ساعت 02:01 ق.ظ توسط elahe   نظر شما ()

صفحات :